سلام به همگی,
بچه ها تو رو خدا دعامون کنین!دیروز یه حالی داشتیم که نگو...!
تا حالا همچین چیزی رو از نزدیک ندیده بودم!همه ی اهالی شهر بیرون بودن!همه سرگردونِ پارکها شده بودیم!
از یه طرف ترسی که هنوز تو وجودمون بود و هر لحظه انتظار یه پس لرزه رو میکشیدیم,از یه طرفم صدای آمبولانسایی که داشتن مجروحین رو از شهرای اطراف انتقالشون میدادن به بیمارستانای تبریز!یه رعب و وحشتی به دل همه انداخته بود که همه رو سرگردونِ پارکها کنه!!!
دیروز عصر دوروبر ساعت 5عصر بود که داشتیم با مامان برا افطار تدارک میدیدیم که یهو دیدیم زمین زیر پامون شروع کرد به لرزیدن!!که رفته رفته هم شدتش بیشتر شد و هم صداش!!
مدتشم که طولانی بود!
تا حالا زلزله دیده بودم(آخه تبریز رو خط گسله!!!) ولی همچین زلزله ای نه!!!چند مدتی تو حیاط موندیم,بعد که برگشتیم تو ساختمون,دوباره شروع شد!!!اونم چه شروع شدنی!
با مامان به سختی خودمونو رسوندیم تو حیاط!همه ی در و پنجره ها صدا میداد!جوری بود که دیگه نتونستیم سرپا واستیم!!!!کف حیاط نشسته بودیم و دستای همدیگه رو گرفته بودیم!!!نمیدونین چه حالی داشتیم!!!!مرگ رو به عینه جلوی چشمامون دیدیم!!!اگه با اون شدتی که داشت(اولی 6.2ریشتر بود که از اهر شروع شده بوده!دومیشم 6ریشتر بود که از ورزقان شروع شده بوده!!) یکمه دیگه هم طول میکشید,فک کنم تبریزم یه بمِ دیگه میشد!!!
وحید که تو اداره بود,میگفت ساختمون اداره با اون عظمتش داشت سرجاش میلرزید چه برسه به ساختمونای کوچیک!!!!!
شدتش بحدی بود که تو بعضی جاها دیوارا ترک برداشتن,شیشه های پنجره ها شکستن,بعضیام که لوازم خونشون خورد شده.....!
تا یه ساعت بعدِ زلزله کل خطوط مخابراتی بهم ریخته بود!فقط GPRSکار میکرد!بعد از یه ساعت تونستیم بسختی با بقیه تماس بگیریم و حالشونو بپرسیم!!!
حالا باز جای شکرش باقیه که ساختمونای تبریز به نسبت محکمتر از ساختمونای بم بود!!!درسته بعضی از ساختمونا خسارت دیدن,ولی تو خودِ تبریز تلفات جانی نداشت!
ولی تا الان تا اونجایی که من اطلاع دارم حدودِ 50تا تو تبریز و بالای 130تا تو ورزقان پس لرزه داشته!!!
تا یه ساعت پیشم 250 نفر کشته و حدودِ2600نفر زخمی!
چندتا روستایی هم که موقع سفر رفتنی میدیدیمشون دیگه خبری ازشون نیست و با خاک یکسان شدن!خیلی از روستاهام که خسارت بالای 80درصد دیدن....!
اما همینا هم باعث نشده که خیلیا به خودشون بیان....!
الانم که نشستم جایی که اگه بازم پس لرزه ای اومد که شدتش زیاد بوده بتونم خودمو برسونم حیاط....!
میخوام یه چیزی بگم شاید خیلیا خوششون نیاد!ولی اینا چیزاییه که بهشون اعتقاد دارم!!!!
بنظر منکه همه ی اینا یه هشداری بود از طرف خدا برامون تا بلکه بتونه با اینجور چیزا کسایی رو که خودشونو زدن به خواب!!!!از خواب بیدار شن!اما سخته کسی رو که خودش خودش رو خواب کرده بیدارش کرد!!!!
چرا باید ماه رمضونی هرکی به یه بهانه ای تو ملاعام روزه خواری کنه و حتی کارش بجایی برسه که کسایی که روزه گرفتن رو مسخره کنه؟؟!!!!
چرااااا؟؟!!!!
چند روز پیش یکی از دوستام میگف تو یکی از ادارات وقتی داداشم از مهندسی که ارباب رجوعش بودیم به خاطر اینکه با زبون روزه کار ما رو راه انداخته بود!تشکر و دلجویی کرد,طرف برگشته با پرروییه تمام گفته:
روزه؟؟!!!چه روزه ای؟!!!والا ماها مثِ شماها پولدار نیستیم که بتونیم روزه بگیریم!شماها پولدارین و میتونین چیزای مقوی بخورینو روزه بگیرین!ماها چی خوردیم که روزه بگیریم!!!!
ولی اینم نمیدونست که اینکه نمیتونه روزه بگیره,اتفاقا مال همین چیزاییه که .... کرده!!!!
امروزم یکی از دوستای خونوادگیمون میگفت یکی از همکارام برگشته بهم میگه:
میبینی اینا آتیشیه که شماها بپا کردین!!!!اگه شماها هم روزه نگیرین,دیگه همه مثِ هم میشن و همچین چیزایی هم رخ نمیده!!!!!!!وقتی همه یه رنگ باشن دیگه ازین جور چیزام خبری نیس..!!
آخه یکی نیست بهش بگه آخه ... بدبخت,میخوای با خدا بجنگی؟؟!!!!!!!!!!!!!!
تا کی میخوایم تو خوابِ غفلت باشیم و خودمونو بزنیم به خواب؟!!
واقعا چی شده که یکی همچین فکری بسرش میزنه؟!!!!!عوض دعا و استغفار چرا باید همچین حرفایی گفته بشه؟!!!
ماهی نوشت1:
دیشب وسط مراسم بک یا الله هم زمین زیرِ پامون لرزید!ولی نمیدونم چرا بعضیا متوجهش نشدن!!!!
از دیشب تا حالا فقط چند ساعتی اونم با ترس و استرس شدید خوابیدیم!!!خیلیا که هنوزم برنگشتن خونه هاشون!
ماهی نوشت2:
دعا کنین خدا بخاطر دل پاک بچه ها به حالِ ما هم رحم کنه و بلا رو ازمون دور کنه!!!
دیروز بچه ها انقد ترسیده بودن که سخت بود آروم کردنشون!
ساجده که از همون لحظه ای که از خونه هامون زدیم بیرون تا موقعی که برگردیم همش داشت گریه میکرد!!!
امیررضا که با هر حرکتی میترسید و میگفت:
مامان پش ژلژه ست!!!
ماهی نوشت 3:
اگه خواستین زمان دقیق و شدت پسلرزه ها رو بدونین به این آدرس یه سری بزنین!
http://irsc.ut.ac.ir/currentearthq.php?lang=fa
ماهی نوشت 4:
بچه ها اگه میتونین برا روح درگذشته ها هم یه صلوات بفرستین!
آخر نوشت:
شکرخدا مث اینکه رفته رفته شدتش کم میشه!
با این حال حلالم کنید!