فیلمسازی:)

سلام دوست جونیام:*

خوبید؟خوشید؟سلامتید؟!

شرمنده ناراحتتون کردم با اون چرت و پرت هایی که نوشتم!!!ولی باور کنین دیگه تحملم تموم شده بود!!!اینه که زدم به سیم آخر و اونا رو نوشتم!

ماهیتابه پست قبلیمو خالی نگه داشتم چون ماهیهایی که به توره ماهیگیریم گیر کرده بودن با خودشون مروارید آورده بودن!دیدم بااین گوهرایی که واسم هدیه کردن حیفه که تو  ماهیتابه سرخ بشن...جای همچین ماهی هایی تو ماهیتابه نیست بلکه تو تنگه کوچیک بلوریه دلمه...!

ممنونم بابت همه ی محبت هاتون...!

خب بریم سراغ مطالب این یکی پست!!!

این چند وقته سرم خیلی خیلی شلوغه!با چندتا از دوستام جمع شدیم دوره همو داریم برا خودمون فیلم کوتاه میسازیم!چه فیلمی بشه این فیلم!پشت صحنه هاش جالبتر از خودش بشه فک کنم:)))

بهرحال باس یه جوری سر خودمونو گرم کنیم دیگه!!

:دی

تو گروه 7نفریم!که هرکی یه وظیفه ای داره!

ولی من قراره کار تدوینش رو بکنم!نویسنده داستانش هم هستم!دستیار کارگردان هستم(البته بیشتراوقات جامو با کارگردان عوض میکردم:دی)!کار منشی صحنه رو میکردم!

حالا شما پیدا کنید پرتقال فروش را!!! :)))

....


خیلی زجرآوره اینکه ببینی همه ی چیزایی که فک میکردی حل شده,عینهو آتیشه زیر خاکستر بوده...!

خیلی سخته بفهمی همه ی ذهنیاتت....!!!!!!!!!!

دارم خفه میشم!!!احساس میکنم یکی چنگاشو انداخته به گلوم...!

میسپرمش بخدا....!

نمیدونم فک کرده خدام مثه منه که....!

الان اعصابم ریخته بهم نمیدونم چی دارم مینویسم!!!

فک کردی که چطوری میخوای تکه های شکسته ی قلبمو کنار هم بچینی؟!!هرکاری هم بکنی نمیتونی!چون خیلی از تیکه های این پازل دیگه از بین رفته..!با هیچ چیزی هم نمیتونی جای خالیشونو پر کنی...!

حواله ت کردم بخدا.....!!!

مطمئنم که فقط خداست که میتونه تقاص دل شکسته مو ازت بگیره...............!

فک کنم شدم مصداق کامل این جمله:

"بــعضي ها ؛
آنــقدر به ديــگران وفـادارند که به خــودشان خيانت ميــکنند...!"