سلاااااااااااااااام دوست جونیام...!

خوبین؟خوشین؟سلامتین شکر خداااا؟!!

خب الـــــــــــــــــــــــهی شکر:)

اومدم بهتون بگم که از مشهد برگشتم!یه چند وقتی هست!!زیارتم قبول:دی

همتونو دعا کردم!البته اگه آقا صدامو بشنوه:(

این چند وقتیم که نبودم هم حال و حوصله ی نت رو نداشتم!هم اینکه از وقتی از مشهد برگشتم کلاسام شروع شده و سرم حسابی شلوغ شده!شرمنده که نتونستم بهتون سر بزنم:(

ولی واقعا واقعا ممنونتونم که تو این مدت جویای حالم بودین و فراموشم نکردین:*

اینم یه پست الکی برا اینکه نشون بدم اتفاقی برام نیفتاده و هنوز زنده م!البته به توصیه ی یه عزیزی..!

ماهی نوشت:

راسی یادم رفت بهتون بگم که جاتون خالی خیلی خوش گذشت!مخصوصا که با چند تا از دوستامو دختر عمه م یه آتیشی سوزوندیم که بیا و ببین!

اصن تا حالا با کاروان و هیئت رفتین مسافرت؟!!اگه امتحانش نکردین,بهتون توصیه میکنم یه بار امتحانش کنین!!!

اینکه هم خونواده ت پیشت باشن و هم دوستات یه مزه ای داره که تا تجربه ش نکنین متوجه منظورم نمیشین!!

اونم دوستی که یجورایی قل دوممه و وقتی باهاشم دوستامون از دستمون عاصی میشن چه برسه به دشمنامون:))))البته تا حالا خیلیا خواستن ما دو تا رو از هم جدا کنن!ولی شکــــــــــــــــــــــر!!!نتونستن...!

خلاصه اینکه مشهد امسال,فک نکنم تا عمر دارم از یادم بره!!!