ماهی کوچولوی65
".تو اگر در تپش ابر خدا را دیدی، همتی کن و بگو ماهی ها، حوضشان بی آب است"
**گاهي
سكوت
بيش از تمام حرفها مقصود را بيان ميكند...!
**
"فنتسكيو"
+
نوشته شده در دوشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۴:۵۶ ب.ظ توسط وحیده |
از اونجایی که متولد اسفند ماهم،پس شدم ماهی کوچولو!
ازاونجاییم که 65ایم،شدم ماهی کوچولوی65!!!!
يه ماهي كوچولوي شلوغ و پر سر و صدا.....!
---------------------------------------
برای دیدن برخی رنگ ها و فهمیدن برخی حرف ها, از نگریستن و اندیشیدن کاری ساخته نیست. باید "از آنجا که همیشه هستیم" برخیزیم.
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
پیوندها
آسمان کوچک
خاله آذر
زندگی مثلا قشنگه
در امتداد كوچه مهتاب(محمد)
و این هم بگذرد...
...يه روزي (كيميا)
سحر زندگيم
شكارگه انسان(احسان)
نمي دانم؛همين است آنچه مي دانم(بهناز)
ورساچه
يادداشت هاي دختر دستفروش مترو
زن باباي امروزي
كلاس اوليها
سقاخونه
با من از مرگ مگو
نه شیرینم,نه لیلی
همراهان
spark
بخت سپید زمستان
سرزمین اهورایی
قندک میرزا
تنگ و یک ماهی
مادمازل شرور
زندگی شاد است غمگینش مکن
گوشه ی دنج دلم
یادم تو را فراموش...
BLOGFA.COM